نوشتن، یک تمرین روزانه

من به عنوان اولین عضو خانواده اردینوشت، قصد دارم تا وبلاگ نویسی و شروع کنم. دوست دارم عادت وبلاگ نویسی در من نهادینه شه. پس از سایت خودم شروع می کنم. در بخشی با عنوان روزنوشت های یک اردینوشتی.

نمی دونم گذر کسی به این بخش میفته یا نه. اصلا خونده می شه یا نه. اما راستش نوشتن این بخش به جز اینکه نوعی تولید محتوا محسوب می شه، یک خوبی داره.

اون خوبی هم اینه که من هر روز تمرین نوشتن می کنم. چی از اینکه بتونی به صورت روزانه بنویسی. از روزمرگی‌ها گرفته تا مشکلات و خوبی ها و استرس ها و …

نوشتن،‌ غذای روح من

از زمانی که یادمه، ‌هر وقت دلم می گرفت، دلم می خواست بشینم و بنویسم. بگذریم از اینکه خیلی وقتها تنبلی می کردم. خیلی وقتها هم می رفتم و کلی خودکار رنگی و دفتر می خریدم که نوشتن و شروع کنم. اما باز اون موجود تنبل درونم می گفت:

بیخیال،‌ چه کاریه آخه

اما ایجاد اردینوشت برام یه شروع تازه بود.

شروعی برای نوشتن و نوشته شدن.

نتیجه‌گیری

توی کتاب اثر مرکب، دارن هاردی به ما یاد می ده که برای انجام یک کار بزرگ، اونو به بخش های کوچک تقسیم کنیم. انجام اون کارهای کوچک، نه تنها ساده به نظر میاد، بلکه باعث می شه ما همیشه به موفقیت هایی برسیم که مجموع اونها، هدف اصلی مارو تشکیل میده. پس من هم نوشتن و از همین جا شروع می کنم.

اگر دوست داشتید، روزنوشت های یک اردینوشتی و دنبال کنید.