چرا تولید محتوا؟ قسمت اول

چرا تولید محتوا؟ قسمت اول

چرا تولید محتوا؟

من الهام کرامتی هستم. همون شخصی که به یکباره تصمیم گرفت تولید محتوا کنه. شاید بپرسید که چی شد؟ چرا تولید محتوا؟

من در بخش دلنوشته های یک اردینوشتی، می خوام از خودم و اتفاقات روزانه خودم بنویسم. در واقع می‌خوام وبلاگ نویسی و از اینجا شروع کنم. این مطالب در صفحه اصلی سایت اردینوشت نمایش داده نمی شه. برای همین نمی دونم اصلا قرار خونده بشه یا نه. اما اگه روزی گذرتون به این صفحات افتاد و این مطالب و خوندید، حتما بهم اطلاع بدید. چون فکر کنم خیلی خوشحال شم که یک نفر این نوشته های یواشکی منو خونده :))))

( آدرس پیج اینستاگرامم در انتهای این صفحه هست )

اما من می نویسم. چون نوشتن و دوست دارم.

تولید محتوا از کجا شروع شد؟

قبل از هر چیزی باید بگم که من معماری خوندم. در دوران دانشجویی، کلاس تری دی مکس رفتم. یک روز استاد وسط کلاس خیلی بی مقدمه از من پرسید:

کرامتی، فکر می کنی هدف از خلقت تو چی بوده؟ قراره چه کار کنی که برای جامعه مفید باشی؟

من هم بدون هیچ فکر قبلی، یکدفعه گفتم: نویسنده

استاد گفت: پس اینجا چه کار می کنی؟

واسه اینکه کم نیارم گفتم: نویسندگی با رندر گرفتن منافاتی نداره :))

راستشو بخواهید، اون روز از کلاس تا خونه رو پیاده رفتم و به این موضوع فکر کردم که چرا من اون جواب و  دادم. چرا نویسندگی؟

این موضوع تموم شد. اون پاسخ در ذهن من خاموش شد و دیگه بهش فکر نکردم. چون خودمو در جایگاه یک معمار می دیدم، نه یک نویسنده.

همیشه قلم خوبی داشتم. خوب می نوشتم. ولی هیچ وقت توی ذهنم به این فکر نکرده بودم که نویسندگی می تونه یک شغل مناسب برای من باشه. راستشو بخواهید شاید به خاطر روش اشتباه تحصیل ماست. قبول کنید در دوره مدرسه، انقدر که به همه درباره پزشکی و مهندسی و وکیل شدن می گن، اصلا درباره نویسندگی چیزی نمی گن.

و این چه ظلم بزرگی برای ماست.

تا اینجا خواستم بهتون بگم که یه نویسندگی کوچک،‌ در ضمیر ناخودآگاه من وجود داشت. شاید در بخش تاریک وجود من بود و برای همین نمی خواستم که ببینمش. شاید گاهی هم دیده می شد، اما انگار خودم می خواستم که نادیده بگیرمش. هر چی که بود، این طفل معصوم درون من خیلی گوشه گیر شد. نمی دونم دقیقا کجا،‌ولی فکر کنم یه جایی زیر هیپوفیز رفت و خودشو از من قایم کرد. یه جوری که اصلا نبینمش.

احتمالا می‌پرسید پس چه جوری پیداش کردی؟

قطعا فردا درباره ش بهتون می گم.

راستی

من نوشتن وبلاگ و از تاریخ 30 اسفند 1399 شروع کردم. امروز ساعت یک بعد از ظهر سال تحویل شد، پس عیدتون مبارک.

دوست دارم عادت نوشتن وبلاگ و از همین امروز که اتفاق شنبه هم هست، در خودم نهادینه کنم.

پس بقیه ماجرارو فردا براتون می‌نویسم.

اگه دوست داشتید با من در ارتباط باشید، می تونید به صفحه اینستاگرام من هم سر بزنید. در آینده بیشتر درباره خود می‌نویسم.

دیدگاهتان را بنویسید