زندگی پر استرس، کار پر استرس

زندگی پر استرس، کار پر استرس

نمی دونم شما هم مثل من هستید یا نه. ولی هر روزی که می خوام یه کم استراحت کنم و برای خودم باشم، دچار استرس می شم. انگار توی مسابقه دو دارم از بقیه عقب میفتم. خودم میدونم که این استرس چیز بیخودی هست و من هم مثل سایر انسان ها نیاز به استراحت کردن دارد،‌ولی کو گوش شنوا؟

دیشب تصمیم گرفتم در کنار کتابهای انگیزشی که می خونم، برادران کارامازوف و هم شروع کنم. سال پیش کتابشو خریدم و تا دیروز فرصت نشده بود که برم سراغش.

14 صفحه اولشو خوندم. ولی همش با خودم می گفتم زود بخش یک و تموم کنم که برم سراغ کارهام که دیر نشه. 14 صفحه پراز تشویش 🙂

ذاتا اعتقاد دارم که برای زندگی خوب و با کیفیت نباید استرس داشته باشم. می‌دونم که نیاز به استراحت و تفریح دارم. همه اینهارو می دونماااا
ولی موقع عمل کردن که می‌شه …

 

تشویش و بی‌تابی از دوران کودکی

من روانشناس نیستم و مطالعاتی هم در این زمینه ندارم. اما نظر من اینه که استرس داشتن و به ما یاد دادن. از وقتی که بچه بودیم. خانواده ها همیشه دنبال این بودن که ما شاگرد اول باشیم،‌بهترین فامیل باشیم. اگه این اتفاقات نمیفتاد، مقایسه ها شروع می شد. ما هم اون دوره قدرت انتخاب نداشتیم. فقط با استرس و تشویش سعی میکردیم به هدف های دیکته شده برسیم.

و چه غم انگیز

حالا بزرگ شدیم و گاهی خودمون از خودمون انتظار بی جا داریم. بعضی ها ذاتا ضعیف هستند و با مشکلات پیش اومده دچار تشویش می شن. بعضی ها هم کمالگرا هستند و تا زمانی که به ایده آلی که در ذهنشون هست نرسند، ول کن یک ماجرا نیستند. در این راه دچار بیتابی هم می‌شن. اکثر ما اصلا به تبعات استرس در دوره سالمندی فکر نمی کنیم.

یوگا و مدیتیشن، راهی برای کنترل استرس

راستشو بخواهید، یوگا و مدیتیشن برای من خیلی مفیده و واقعا در زندگی شخصیم، نتیجه شو دیدم. ولی اگه قرار باشه بیام و از فواید این راهکارها براتون بنویسم، خسته کننده می شه. بهتره خودتون در سایت های معتبر سرچ کنید و بخونید.

بیشتر هدفم از نوشتن این پست این بود که گاهی به خودمون یادآوری کنیم که استرس برامون خوب نیست. گاهی به تشویش‌هامون تخصصی‌تر نگاه کنیم. خیلی زندگی رو سخت نگیریم. زندگی واقعا مسابقه دو نیست.

اینها رو به شما می گم. ولی امیدوارم اول خودم یاد بگیرم و عمل کنم 🙂

دیدگاهتان را بنویسید