تولد اردینوشت

که عشق آسان نمود اول

زمانی که تصمیم گرفتم اردینوشت و راه بندازم، کلی ایده پراکنده داشتم. البته راستشو بخواهید، الان هم یه کم ذهنم درباره آینده اردینوشت بهم ریخته ست. اما موضوع خیلی خیلی مهمی نیست. چون اعتقاد دارم درست می شه. شروع هر کاری، سخت ترین قدمه و من شروع کردم. بقیه شو هم می‌سازم.

اردیبهشت یا اردینوشت؟

انتخاب اسم برام خیلی سخت بود. از خانواده و همکارهام خیلی سوال کردم و نظرشونو پرسیدم. اکثر اسمهایی که درونش کلمه کانتنت و یا محتوا بود پیشنها می دادن. اما من دنبال یه اسم خاص بودم. داشتم توی یکی از این سایتها دنبال اسم های مشابه و هم نام می گشتم که یهو چشمم خورد به اردیبهشت. شاید باورتون نشه، ولی همونجا با خودم گفتم اردینوشت، این همون چیزیه که من دنبالشم. با خودم گفتم چه اسم باحالی. دامنه‌ش هم آزاد بود.

در یک چشم بهم زدن اسم دامنه ثبت شد. برام نظر بقیه خیلی مهم نبود. مهم نبود که بقیه دوستش دارن یا نه. مهم نبود که چی میگن. مهم این بود که انگار این اسم از ابتدا برای من بوده.

الان که دارم براتون می‌نویسم، تعداد زیادی نویسنده با ما در حال همکاری هستند. البته به صورت دورکاری. از اینکه تونستم یه کار کوچولو ایجاد کنم و حس و حال خوبیو برای چند نفر به ارمغان بیارم، از خودم راضیم. همیشه دوست داشتم کارآفرین باشم. دوست داشتم یه کاری و از بیس برای خودم شروع کنم. راستشو بخواهید خودآزاری دارم. چون می دونم این راه سختی داره. خستگی داره. نقد بقیه رو به همراه داره.

ولی برام مهم نیست.

چون من عاشق این مسیرم.

من اعتقاد دارم که آدمهایی که در یک مسیر جدید پا می‌گذارند، عشق سوزانی دارند. به هدفشون و به ایده‌آل هاشون. بقیه هم اولویت هایی دارند، اما شهامت دنبال کردن خواسته هاشونو ندارند.  یه جورایی فکر میکنم اکثریت آدمها در جامعه ما، طرفدار همین زندگی روتین و روال خودشون هستند و دوست ندارند از حاشیه امن خودشون بیرون بیان.

حالا همین آدمها وقتی آدمهایی امثال مارو می بینن که از حاشیه امن خودمون بیرون اومدیم و دنبال یه راه جدیدی هستیم، انگار بهشون برمی خوره. اینجاست که اول از همه مسخره‌ت می کنند. انرژی منفی می‌دن که :

حالا که چی؟ فکر میکنی توی ایران این کارها نتیجه می ده؟

چرا پولهاتو می ریزی دور؟ خیلی از کارها مثل شما شکست خوردن. درس عبرت نشده؟

جواب من:

نه، درس عبرت نشده. من آدم جا زدن نیستم. من اهل کم آوردن نیستم. من از تجربیات دیگران درس می‌گیرم. ولی با تجربه شکست اونها،‌خودمو بازنده حس نمی‌کنم.

حالا اگه میخواهید به من بخندید. شاید سالهای بعد، تونستم بالای 500 تا نویسنده داشته باشم و در دنیای تولید محتوا برای خودم کسی بشم. اونوقت من به شما لبخند میزنم.

یه لبخند اردینوشتی

برای آینده اردینوشت، دنبال خوشایند کسی نیستم. موفقیت من برای خودمه. شکستش هم برای خودمه. چیزی که مطمئن هستم اینه که من به کسی امضا ندادم و متعهد نشدم که شکست نخورم. اما به خودم متعهد شدم که اگه شکست خوردم، بلند شم و دوباره شروع کنم.

می‌دونم. الان توی ذهنتون یه آهنگ حماسی داره پخش می شه 🙂

اینهارو گفتم که بدونید سختی‌های راهمو می‌شناسم و اونهارو قبول کردم.

تمام

دیدگاهتان را بنویسید